شنبه پانزدهم فروردین 1388
کارد، نانمان را
به دو بخش مساوی تقسیم می کند
از جایی بر لبه لیوان که تو آب خورده ای
دومین جرعه را سر می کشم.
بیا توی کفشهای من!
زمستان که می آید
پالتوی تو مرا گرم می کند.
ما با یک چشم گریه می کنیم
شب که به تنهایی خویش پناه می بریم
در خواب
رویاهایم با رویاهایت یکی می شوند

نوشته شده توسط آرام در ساعت 1:21 | لینک
|
شنبه پانزدهم فروردین 1388
اون که نخواست پیشم باشی خودش باید صبرم بده
خدا گرفتی عشقمو جواب قلبمو بده

نوشته شده توسط آرام در ساعت 1:18 | لینک
|
دوشنبه دهم فروردین 1388
کی بود نذاشت دستاتو واسه همیشه توی دستام بذارم؟؟؟؟؟؟
نوشته شده توسط آرام در ساعت 0:26 | لینک
|
دوشنبه دهم فروردین 1388



نوشته شده توسط آرام در ساعت 0:22 | لینک
|
دوشنبه دهم فروردین 1388





نوشته شده توسط آرام در ساعت 0:3 | لینک
|
شنبه هشتم فروردین 1388





نوشته شده توسط آرام در ساعت 23:35 | لینک
|
شنبه هشتم فروردین 1388






نوشته شده توسط آرام در ساعت 23:24 | لینک
|
شنبه هشتم فروردین 1388



نوشته شده توسط آرام در ساعت 23:8 | لینک
|
شنبه هشتم فروردین 1388

نوشته شده توسط آرام در ساعت 23:5 | لینک
|
شنبه هشتم فروردین 1388
نوشته شده توسط آرام در ساعت 23:1 | لینک
|
شنبه هشتم فروردین 1388
نوشته شده توسط آرام در ساعت 22:58 | لینک
|
شنبه هشتم فروردین 1388
نوشته شده توسط آرام در ساعت 22:55 | لینک
|
شنبه هشتم فروردین 1388

نوشته شده توسط آرام در ساعت 22:50 | لینک
|
شنبه هشتم فروردین 1388
تقدیم به عزیز دل من: مرتضی خوبم
آسمان چشمان تو اگر چه کوچک است ولی بهترین مجال برای
پر کشیدن پرنده های کوچکی است که وسعتی زلال را به انتظار
ایستاده اند.
نوشته شده توسط آرام در ساعت 22:45 | لینک
|
شنبه هشتم فروردین 1388
نوشته شده توسط آرام در ساعت 0:15 | لینک
|
