


بترس از سلطنت من همیشه نترس از فوت رزق هرگز
انس مگیر با احدی مگر با من ایمن از غضب من مباش
به حق خودم من تو را دوست میدارم تو هم مرا دوست بدار
تمام هستی را برای تو خلق کردم تو را برای خودم
تو واجب مرا به جای آر من رزق تو را می رسانم
تو را خلق کردم از پست ترینها عاجز نبودم پس چگونه از رزق تو عاجز باشم
دشمنی میکنی با من به جهت نفس خبیث چرا با نفس دشمنی نمیکنی به جهت من
اگر تخلف کنی در ادای واجبات من تخلف نمیکنم در رزق تو
همه کس تو را برای خودش میخواهد و من تو را برای خودت میخواهم
تو رزق فردا از من مخواه چنانچه من عمل فردا از تو نمیخواهم
اگر راضی شدی به قسمت من آسوده ای و اگر نشدی متصل در دنیا
مثل آهوی بیابانی میدوی و نمی رسی مگر به آنچه قسمت توست.
( ۱۳ آیه از تورات ) 
این روز ها خیلی سخت میگذره ۲ تا امتحان میان ترم که خیلی داغونم و خیلی چیزای دیگه،واسم دعا کن
کارد، نانمان را
به دو بخش مساوی تقسیم می کند
از جایی بر لبه لیوان که تو آب خورده ای
دومین جرعه را سر می کشم.
بیا توی کفشهای من!
زمستان که می آید
پالتوی تو مرا گرم می کند.
ما با یک چشم گریه می کنیم
شب که به تنهایی خویش پناه می بریم
در خواب
رویاهایم با رویاهایت یکی می شوند

اون که نخواست پیشم باشی خودش باید صبرم بده
خدا گرفتی عشقمو جواب قلبمو بده

